تو خیابونای شهر مردم رو که میبینم نگاه ها کارها رفتارهاشون همه عاصی و پریشونن مردها چه جوون چ پیر همه سیگار به لب با شدت پک میزنن زنها و دخترها همه عصبیو و طلبکارو پرخاشگر بخصوص تو رانندگی این مردم عاصی شدن از همه چیز از نداری از میوه و گوشت و وسایله گروناجاره خونه چیکار باید کرد خدا میدونه همینجوریم از این همه گرفتاریها مریض میشیمو داره فانی رو وداع میگیماینه زندگیه ماهافقیر همیشه فقیره و پولدارم از فقر طبقه ضعیف پولدار میشه